قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1603
تاريخ الفي ( فارسى )
يكى سعيديّه ، دويّم هلاليّه . و او مىخواست كه به يكى از اين دو فرقه درآمده قوّت گيرد . اتّفاقا اين مهمّ به نوعى ، كه او خيال كرده بود پيش ، نرفت . آخر به جانب بغداد آمد و چندگاه در بغداد مىبود و بر مردم عوام چنان ظاهر شد كه او بر ضماير خلق اطلاع دارد ، بنابراين خلقى بىنهايت به متابعت او درآمدند . و در رمضان اين سال ، باز به جانب بصره معاودت نمود . در لشكر او سه شمشير بيش نبود و با وجود اين حال ، حاكم بصره چهار هزار كس به جانب ايشان فرستاد و ايشان لشكر حاكم بصره را شكست داده بر ايشان غلبهء تمام كردند . و در تواريخ معتبره مسطور است كه شكست لشكر بصره به اين نوع بود كه صاحب زنج در كوهى كه يك راه بيش نداشت ، طعام مىخورد ، اتّفاقا در اين محل خبر رسيد كه يكى از زنگيان ، كه آن را « فتح حجّام » گفتندى ، طبق شلهاى كه پيش او بود برداشته روى به غنيم خود نهاد ، و از آن جانب « بابل » نام سوار مردانه پيش مىآمد و نيزه بر دست . چون نظر فتح حجّام زنگى بر وى افتاد آنچنان طبق شلهء گرم بر رويش بزد كه از كمال گرمى آن مضطرب گشته نيزه از دست بينداخت و بازگشت و زنگيان به سنگ و چوب تعاقب ايشان نمودند . جمعى كثير از ايشان به قتل رسيد و جمعى ديگر در صحرا به تشنگى بمردند . در اين جنگ صاحب زنج يك اسب داشت بىزين و به جاى لجام ليف خرما كرده بود . بعد از اين فتح از اعمال خليفه جماعتى را گرفته تهديد نمودند و سياست كردند و از ايشان پنجاه هزار دينار و هزار درهم گرفتند . اين اوّل غنايم صاحب زنج بود . ذكر خلافت المهتدى باللّه ابو عبد اللّه محمّد بن الواثق هارون بن المعتصم بيعت او در روز چهارم شنبه بيست و هفتم ماه رجب اين سال واقع شد . بعد از آنكه معتز در حضور اعيان و اكابر ، خود را از خلافت خلع كرد و گفت : من عاجزم در امر خلافت و با محمّد بن واثق بيعت كرد « 1 » ، بعد از آن خواص و عوام النّاس با مهتدى بيعت كردند . و چون اهل بغداد در اين وقت كه مردم با مهتدى بيعت كردند حاضر نبودند و در روز سلخ ماه رجب عامهء مردم بغداد بر نايب خود سليمان بن طاهر هجوم آورده او را به بيعت احمد بن متوكّل ملجأ « 2 » ساختند ، به اين سبب در بغداد محاربات واقع شد . آخر الأمر ، المهتدى لشكرى انبوه از سامره به مدد سليمان فرستاد و ميانهء بغداديان و ايشان جنگى عظيم واقع شد . در اين جنگ از اهل بغداد خلقى بسيار به قتل رسيد و بسيارى غرق شدند تا آنكه اين فتنه تسكين يافت و منصب خلافت بر المهتدى باللّه قرار گرفت .
--> ( 1 ) . معتز اوّل خليفه است كه بر زين مطلّا نشست و مردم هم از وى پيروى كردند ، غير از اين چيزى كه درخور مدح يا ذمّ باشد مورخين از وى سراغ ندادهاند ؛ - مشاكلة النّاس لزمانهم ، ص 34 . ( 2 ) . ملجأ : مجبور ، ناگزير . - و .